نویسنده :
گیسو - ساعت ۸:٠۸ ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٩
باز دوباره صبح شد من هنوز بیدارم
..........
محمد نوری هم دنیای ما را ترک کرد. او درگذشت در حالی که تا آخر مصاحبه نکرد. امروز همان حسی را دارم که در هنگام از دادن نادر ابراهیمی داشتم.
حس از دست دادن خالق شاهکارهای تکرار ناپذیر
نویسنده :
گیسو - ساعت ۱٢:٢۳ ق.ظ روز دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸
خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
من که به مرز دیوانگی رسیدم؛
یا مرا دیوانه کن، یا از این سرگردانی برهان.
حقیقت پنهان است، اما ریختن خون حقیقت نیست.
نویسنده :
گیسو - ساعت ٩:٤٠ ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ خرداد ۱۳۸۸
فریاد زدم. روزهاست که فریاد می زنم. همگی انتظار داشتیم که فریادهایمان به گوش همه برسد؛ اما نرسید. گویی صداهامان در گلو خفه شده است!
دلم برای حقیقت می سوزد. حقیقتی که همانند حقایق دیگر تباه شد.
اما یک درس گرفتم، حقیقت را نمی توان فریاد زد. زیرا همیشه افرادی وجود دارند که چشم هایشان را بسته اند و گوش هایشان را گرفته اند.... اما... آخر چرا؟
باید خیلی مقاومت کنم تا تنها به همین نتیجه اکتفا کنم. وگرنه....
به راستی وگرنه چه خواهد شد؟
وگرنه باید تمامی عقایدم را رها کنم و....!
خدایا کمکم کن. دعا می کنم! حتی اگر نپذیری...
نویسنده :
گیسو - ساعت ۱٠:٥٤ ق.ظ روز شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٧
دو تا همسر خوب و عاشق، مثل دوقلوهای به هم چسبیده می مونند. ممکنه پشتشون رو به هم بکنن. ممکنه به دو تا چیز جدا نگاه کنن، اما در نهایت با همند.
اینو نوشتم تا یادمون باشه.
«زندگی پر از درس و نشونه است.» عمیقاً اعتقاد دارم که زندگی هر کسی یه روزی عالی می شه.
خدایا، به من قدرت راضی بودن رو در زندگی بده. چون فقط در همون صورته که خوش بخت خواهم بود.

نویسنده :
گیسو - ساعت ۱۱:٠٢ ق.ظ روز شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧
نشد!
در کتاب «یک عاشقانه آرام» نوشته مرحوم نادر ابراهیمی، دنبال قسمتی بودم که چند وقت پیش به چشمم خورده بود. کتاب را تا آخر ورق زدم، اما نیافتمش! نشد! شاید وقتی دیگر...
در هر حال در حین ورق زدن کتاب،مطلب دیگری به چشمم خورد که ... جالب است:
یک بار، یک بار، و فقط یک بار می توان عاشق شد: عاشق زن، عاشق مرد، عاشق اندیشه، عاشق وطن، عاشق خدا، عاشق عشق... یک بار، فقط یک بار. بار دوم، دیگر از جنس اصل خبری نیست. شوق تصرف، جای عشق به انسان را می گیرد؛ خودنمایی جای عشق به وطن را، ریا جای عشق به خدا را... یک بار ، یک بار ، و فقط یک بار.
_____________________________________________________
(به نظر من عشق، سبز است.)
